تبليغاتX
jahan1210 - درحریرولرم وان
رشته رانازکانه می پیچم

درحریر ولرم وان شما

ازمرور نگاه غضروفی

می نشینم به داستان شما

میخ رادرکجا فروبکنم

تابه یک وجه اشتراک رسیم

محوربحث را رهانکنیم

به هواهای خوب وپاک رسیم

درچه اندیشه ای وضوبکنم

میخ رادرکجا رهاش کنم

کاشکی می گذاشت تاش کنم

بعد،ناچارم آش ولاش کنم

دربرنج سفید ماش کنم

تاتورامست گفتگو بکنم

گل من روبده که بوبکنم

دوست دارم به خوت خوبکنم

هرچه می خواستم بگوبکنم

فرصتم ده که آرزو بکنم

آرزویی درآستان شما

ای لبت فرصت حنابندان

هرچه فرصت خبرنشان شما

چون بلورازبهشت آویزی

مستم از شربت نهان شما

تردی ناب لرزش قدمی

آب می افتم ازدهان شما

درحریرولرم وان شما

درشب لب به لب تران شما

لب به لب با تو تاسپیده ی نور

 

+ نوشته شده  یکشنبه 24 تیر1386 5:19 بعد از ظهر  توسط هادی جهان آبادی  |