|
شکوهمندی یک باور، از جایی هم دیده می شود که توابع عملی آن است. باورمند آن باور چه به دست می آورد؟ این بار، در تدوین با باورهای دیگر، چه شکلی است؟ باوری که باورمندان شکوهمند دارد در زندگی مردم روزگار، داستان دارد. از باورمندان شکوهمند و سنجیدن آن در معیارهای پراکنده زندگی، راه به باور، نشانه گذاری شده است. این نشانه ها، نشانه های تجسد یافته داستان زندگی اند. طرد این نشانه ها، حرمان از محتوای آنها را ورزش می دهد. حرمان پا به معنا باز می کند و به روح، امکان های آسیب را، گزارش می دهد و به این ترتیب، حرمان، به روح منتقل می شود. حرمان باید طرد شود. روح ایمان در کار طرد حرمان است.می گوید: حرمانتان از راهی می رود که یقین کمتری دارید چرا که هر چه ارج باورت را افزایش دهی، جایگاه ات را در وجود، علو مي بخشی، مرا باور کن و رستگار شو .شروع خود را این گونه آورده است. اولین توانایی اش را قوت رستگار کردن می داند. رستگاری را از دیرباز، بشر جستجو کرده است و پیش نیاز همه نیازها در نگره های توحیدی است. باورکردن، فرد را به درجه تقوی نشان دار می کند. باورهای اوج گرفته داستان های پیچیدنی را در اوج می زیند. در همان اوجی که گرفته اند؛ و پیچاندن را با فرمان خود مناسبتر می یابند. اما فرمانشان در قالب یک درخواست باورمندانه و اجابت فرمان خداوند است. آنجا که می فرماید: "ادعو انی استجب لکم": بخواهید می دهم، اگر خواسته ات را در اوج دیده باشی باید خود را به آن اوج برسانی و اگر این اراده را بیاوری ما تو را به اوج می رسانیم، آن وقت تو هر چه می توانی از توانت نیرو بگیری ،اوج بگیر: همت بیاور، اجابت ببر، همت بیاور.
+ نوشته شده شنبه 12 خرداد1386 6:35 بعد از ظهر  توسط هادی جهان آبادی
|
|
|